تبليغاتX
<8dacb259a38d4678> <5cfa56f0fad44df8>تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد
<911b61960c864b31>/post-16.aspx
<8dacb259a38d4678> <5cfa56f0fad44df8>تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد <911b61960c864b31>/post-15.aspx <8dacb259a38d4678> <5cfa56f0fad44df8>
فال حافظ

">فال

<911b61960c864b31>/post-14.aspx
<8dacb259a38d4678> <5cfa56f0fad44df8> <911b61960c864b31>/post-13.aspx /post-13.aspx <8dacb259a38d4678> <5cfa56f0fad44df8> 

<911b61960c864b31>/post-12.aspx
<8dacb259a38d4678> <5cfa56f0fad44df8>

برای اونايی که براتون ارزش دارن

بهترین دوست اون دوستی که بتونی باش مدتها روی یک سکو ساکت بشینی و چیزی نگی و

وقتی ازش دور می شی حس کنی بهترین گفتگوی عمرت رو داشتی.

ما تا واقعا" چیزی رو از دست ندیم قدرش رو نمی دونیم ولی در عین حال تا وقتی چیزی رو

دوباره بدست نیاریم نمی دونیم چی رو از دست دادیم.

اینکه تمام عشقت رو به کسی بدی تضمینی نیست که اون هم همین کار رو بکنه. پس انتظار

عشق متقابل نداشته باش فقط منتظر باش تا اینکه عشق اروم اروم تو قلبش رشد کنه واگه

این طور نشد خوشحال باش که توی دل تو رشد کرده.

در عرض یک دقیقه میشه یک نفر رو خرد کرد در یک ساعت می شه یکی رو دوست داشت

و یا در یک روز می شه عاشق شد .اما یک عمر طول می کشه تا کسی رو فراموش کنی.

دنبال نگاه ها نرو چون می تونه گولت بزنه. دنبال دارایی نباش چون می تونه افول کنه. دنبال

کسی باش که باعث می شه لبخند بزنی چون فقط با یک لبخند می شه یه روز تیره رو روشن

کرد. کسی رو پیدا کن که تو رو شاد کنه.

تو زندگی لحظه هایی هستن که دلت برای کسی اونقدر تنگ می شه که دوس داری اونو از

رویات بکشی بیرون و توی دنیای واقعی بغلش کنی.

رویایی رو ببین که می خوای. جایی برو که دوست داری. چیزی باش که میخوای باشی. چون

فقط یه جون داری و یک شانس برای اینکه هر چیزی رو که دوست داری انجام بدی.

ارزو می کنم به اندازهء کافی شاد باشی تا خوش باشی. به اندازهء کافی بکوشی تا قوی باشی.

به اندازهء کافی اندوه داشته باشی تا یک انسان باقی بمونی و به اندازهء کافی امید تا خوشحال

باشی.

همیشه خودت رو جای دیگران بذار. اگه حس می کنی چیزی ناراحتت می کنه احتمالا" دیگران

رو هم ازار می ده.

شاد ترین افراد لزوما" بهترین چیز ها رو ندارن . اونا فقط از اون چیز هایی که تو راهشون

هست بهترین استفاده رو می برن.

شادی برای اونایی که گریه می کنن و یا صدمه می بینن زنده ست برای اونایی که دنبالش

می گردن و اونایی که امتحانش کردن چون فقط اینها هستن که اهمیت دیگران رو تو زندگیشون

می فهمن.

عشق با یک لبخند شروع می شه با یک بوسه رشد می کنه و با اشک تموم می شه. روشنترین

اینده همیشه روی گذشتهء فراموش شده شکل می گیره. نمی شه تا وقتی که درد ها و رنجها رو

دور نریختی توی زندگی بدرستی پیش بری.

وقتی که بدنیا اومدی تو تنها کسی بودی که گریه می کردی و بقیه می خندیدن. سعی کن جوری

زندگی کنی که وقتی مردی تو بخندی و دیگران گریه کنن.

<911b61960c864b31>/post-11.aspx
<8dacb259a38d4678> <5cfa56f0fad44df8>

چشم هایم را کور می کنم

گوشهایم را کر می کنم

پا هایم را می شکنم

انگشتانم را بند بند می برم

سینه ام را می شکافم

قلبم را می کشم

زبانم را می برم

وحتی لبم را می دوزم.

اما قلبم را به بیگانه نمی دهم.

دکتر علی شریعتی

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد.

نمی خواهم بدانم کوزه گر با خاکم چه خواهد کرد.

ولی بسیار مشتاقم که با خاک گلویم سوتکی سازم

بدست کودکی گستاخ و بازیگوش بسپارد

واو یکریز و پی در پی دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد.

بدین سان بشکند دایم سکوت مرگبارم را.

دکتر علی شریعتی

<911b61960c864b31>/post-10.aspx
<8dacb259a38d4678> <5cfa56f0fad44df8>

 

۱۳ خط زندگی

1. دوستت دارم نه به خاطر شخصیت تو. که بخاطر شخصیتی که من در زمان با تو بودن پیدا

 می کنم

2 . هیچ کس لیاقت اشکهای تو رو نداره و کسی که چنین ارزشی داره باعث اشک ریختن تو نمی شه.

3. اگر کسی تو رو اون طور که می خوای دوست نداره به این معنی نیست که تو رو با تمام وجودش دوست نداره.

4. دوست واقعی کسیه که دستات رو بگیره ولی قلبت رو لمس کنه.

5. بد ترین شکل دلتنگی برای ادما وقتیه که کنار اون باشی و بدونی که هیچ وقت به اون نمی تونی برسی.

6. هرگز لبخند رو ترک نکن حتی وقتی ناراحتی چون ممکنه کسی عاشق لبخند تو بشه.

7. تو ممکنه تو تمام دنیا یک نفر باشی ولی ممکنه برای بعضی ادما تمام دنیا باشی.

8. هرگز وقتت رو با کسی که حاضر نیست وقتش رو با تو بگذرونه نگذرون.

9. شاید خدا خواسته که اول افراد نا مناسب رو بشناسی و بعد شخص مناسب رو. این طوری وقتی اونو پیدا کردی بیشتر قدرش رو می فهمی.

10. برای چیزهایی که گذشته غم نخور. به اون چیزایی که بعد از اون میاد لبخند بزن.

11. همیشه افرادی هستن که تو رو ازار میدن با این حال همیشه به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش به اونایی که ازارت میدن اعتماد نکنی.

12. خودت رو به انسان بهتری تبدیل کن و مطمِِِِِِِین باش که خودت رو می شناسی قبل از اینکه شخص دیگه ای رو بشناسی و انتظار داشته باشی که اونم تو رو بشناسه.

13. زیاده از حد خودت رو تحت فشار نذار بهترین چیزا زمانی اتفاق میوفته که تو انتظارش رو نداری.

گابریل گارسیا مارکز

<911b61960c864b31>/post-9.aspx
<8dacb259a38d4678> <5cfa56f0fad44df8>

من خواب دیده ام که کسی می اید

من خواب یک ستارهء قرمز را دیده ام

و پلک چشمم هی می پرد

و کفشهایم هی جفت می شود

و کور شوم اگر دروغ بگویم

من خواب ان ستارهء قرمز را وقتی که خواب نبودم دیده ام

کسی می اید

کسی می اید

کسی دیگر

کسی بهتر

کسی که مثل هیچ کس نیست

مثل پدر نیست

مثل انسی نسیت

مثل یحیی نیست

مثل مادر نیست

و مثل ان کسی ست که باید باشد

و قدش از درختان خانهء معمار هم بلند تر است

و صورتش از صورت امام زمان هم روشن تر است

و از برادر سید جواد هم که رفته و رخت پاسبانی پوشیده نمی ترسد

و از خود سید جواد هم که تمام اتاقهای منزل ما مال اوست نمی ترسد

و اسمش ان چنانکه مادر در اول نماز صدایش می کند

یا قاضی القضات است

یا حاجت الحاجات است

و می تواند تمام حرفهای سخت کتاب کلاس سوم را با چشمهای بسته بخواند

و می تواند حتی هزار را بی انکه کم بیاورد از روی بیست میلیون بردارد

و می تواند از مغازهء سید جواد هر چه قدر جنس لازم دارد نسیه بگیرد

و می تواند کاری کند که لامپ الله که سبز بود دوباره روی اسمان مسجد مفتاحیان روشن شود اخ ...

چقدر روشنی خوبست

چقدر روشنی خوبست

و من چقدر دلم می خواهد که یحیی یک چارچر خه داشته باشد و یک چراغ زنبوری

و من چقدر دلم میخواهد

که روی چارچرخهء یحیی میان هندونه ها و خربزه ها بنشینم

و دور میدان محمدیه بچرخم

اخ ...

چه قدر دور میدان چرخیدن خوبست

چه قدر روی پشت بام خوابیدن خوبست

چه قدر باغ ملی رفتن خوبست

چه قدر مزهء پپسی خوبست

چه قدر سینمای فردین خوبست

من چه قدر از همهء چیزهای خوب خوشم می اید

و من چقد دلم می خواهد گیس دختر سید جواد را بکشم

چرا من این همه کوچک هستم که در خیابان ها گم می شوم

چرا پدر که این همه کوچک نیست و در خیابان هم گم نمی شود

کاری نمی کند که ان کسی که بخواب من امده است روز امدنش را جلو بیاندازد

و مردم محلهء کشتارگاه که خاک باغچه هاشان هم خونیست

و اب حوض هاشان هم خونیست

و تخت کفشهاشان هم خونیست

چرا کاری نمی کنند

چرا کاری نمی کنند

چه قدر افتاب زمستان تنبل است

من پله های پشت بام را جارو کرده ام

و شیشه های پنجره ها را هم شسته ام

چرا پدر فقط باید در خواب خواب ببیند

من پله های پشت بام را جارو کرده ام

و شیشه های پنجره ها را هم شسته ام

کسی می اید

کسی می اید

کسی که در دلش با ماست در نفسش با ماست در صدایش با ماست

کسی که امدنش را نمی شود گرفت و دستبند زد و به زندان انداخت

کسی که زیر درختهای کهنهء یحیی بچه کرده است

و روز به روز بزرگ می شود

کسی از باران از صدای شرشر باران

از میان پچ پچ گلهای اطلسی

کسی که از اسمان توپخانه در شب اتش بازی می اید

و سفره را می اندازد

و نان را قسمت می کند

و پپسی را قسمت می کند

و باغ ملی را قسمت می کند

و شربت سیاه سرفه را قسمت می کند

و روز اسم نویسی را قسمت می کند

و نمرهء مریض خانه را قسمت می کند

و چکمه های لاستیکی را قسمت می کند

و سینمای فردین را قسمت می کند

درختهای دختر سید جواد را قسمت می کند

و هر چه را که باد کرده قسمت می کند

و سهم ما را هم می دهد

من خواب دیده ام ...

فروغ فرخزاد

<911b61960c864b31>/post-8.aspx
<8dacb259a38d4678> <5cfa56f0fad44df8>

در رود های جدایی ایمان سبز ماست که جاری ست

او می رود در دل مرداب های شهر

در راه افتاب

خم می کند بلندی هر سرو سرفراز

از خون من بیا بپوش ردایی

من غرق می شوم در برودت دعوت

ای سرزمین من

ای خوب جاودانهء برهنه

قلبت کجای زمین است؟

که باد های همهمه را اینک صدا زنم

در حنجره های ساکت تپیدن ان؟

در من همیشه تو بیداری

ای که نشسته ای به تکاپوی خفتن من

در من همیشه تو می خوانی هر ناسروده را

ای چشمان گیاهان مانده در تن خاک

کجای ریزش باران شرق را خواهی دید؟

اینک

میان قطره های خون شهیدم

فوج پرندگان سپید با خویش می برند

غمنامهء شگفت اسارت را

تا برج خون ملتهب بابک خرم

ان برج بی دفاع

این سر زمین من است که می گرید

این سرزمین من است که عریان است

باران دیگر نیامده چندی است

ان گریه های ابر کجا رفته است؟

عریانی کشت زار را با خون خویش بپوشان

این کاج های بلند است که در میانهء جنگل عاشقانه می خواند

ترانهء سیال سبز پیوستن برای مردم شهر

نه چشم های تو ای خوب تر از جنگل کاج

اینک برهنهء تبر است

با سبزی درخت هیاهوست

ای سوگوار سبز بهار

این جامهء سیاه معلق را چگونه پیوندی است با سرزمین من؟

انکس که سوگوار کرد خاک مرا

ایا شکست در رفت وامد این همه تاراج؟

این سرزمین من چه بی دریغ بود

که سایهء مطبوع خویش را بر شانهء ان ذوالاکتاف پهن کرد

و باغ ها میان عطش سوخت

و از شانه های طناب گذر مرد

این سرزمین من چه بی دریغ است

ثقل زمین کجاست؟

من در کجای زمین ایستاده ام؟

با باری ز فریادهای خفته و خونین

ای سر زمین من

من در کجای جهان ایستاده ام...؟

خسرو گلسرخی

<911b61960c864b31>/post-7.aspx
<8dacb259a38d4678> <5cfa56f0fad44df8>

 هر کجا هستم باشم

اسمان مال من است.

پنجره فکر هوا زمین مال من است.

چه اهمیت دارد گاه اگر می رویند

قارچ های غربت؟

من نمی دانم که چرا می گویند:

اسب حیوان نجیبی ست

کبوتر زیباست.

و چرا در خانهء هیچ کسی کرکس نیست.

گل شبدر چه کم از لالهء قرمز دارد.

چشم ها را باید شست

جور دیگر باید دید.

واژه ها را باید شست.

واژه باید خود باد خود باران باشد

چتر ها را باید بست

زیر باران باید رفت.

فکر را خاطره را

زیر باران باید برد.

با همه مردم شهر زیر باران باید رفت.

دوست را

زیر باران باید دید.

عشق را

زیر باران باید جست.

زیر باران باید بازی کرد.

زیر باران باید چیز نوشت

حرف زد

نیلوفر کاشت.

زندگی تر شدن پی در پی

زندگی اب تنی کردن در حوضچه اکنون است.

سهراب سپهری

از مجموعهء صدای پای اب

<911b61960c864b31>/post-6.aspx
<8dacb259a38d4678> <5cfa56f0fad44df8> 

گوش کن.

جاده صدا می زند از دور قدمهای تو را.

چشم تو زینت تاریکی نیست.

پلکها را بتکان. کفش به پا کن و بیا.

وبیا تا جایی

که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد.

و زمان روی کلوخی بنشیند با تو.

و مزامیر شب اندام تو را

مثل یک قطعهء اواز به خود جذب کند.

پارسایی است در انجا که تو را خواهد گفت:

بهترین چیز رسیدن به نگاهیست که از حادثهء عشق تر است.

سهراب سپهری

از مجموعهء حجم سبز

<911b61960c864b31>/post-5.aspx
<8dacb259a38d4678> <5cfa56f0fad44df8>

همه مي پرسند

چيست در زمزمه مبهم آب

چيست درهمهمه دلكش برگ

چيست در بازی آن ابر سپيد

روی اين آبی آرام بلند

كه تو را می برد اينگونه به ژرفای خيال

چيست درخلوت خاموش كبوترها

چيست در كوشش بی حاصل موج

چيست در خندهء جام

كه تو چندين ساعت

مات و مبهوت به آن می نگری

نه به ابر

نه به آب

نه به برگ

نه به اين آبی آرام بلند

نه به اين خلوت خاموش كبوترها

نه به اين آتش سوزنده كه لغزيده به جام

من به اين جمله نمی انديشم

من مناجات درختان را هنگام سحر

رقص عطر گل يخ را با باد

نفس پاك شقايق را درسينه كوه

صحبت چلچله ها را با صبح

بغض پاينده هستی را در گندم زار

گردش رنگ و طراوت را در گونه گل

همه را می شنوم

می بينم

من به اين جمله نمی انديشم

به تو می انديشم

ای سراپا همه خوبی

تك و تنها به تو می انديشم

همه وقت

همه جا

من به هر حال كه باشم به تو می انديشم

تو بدان اين را تنها تو بدان

تو بيا

توبمان با من تنها تو بمان

جای مهتاب به تاريكی شبها تو بتاب

من فدای تو

به جای همه گلها تو بخند

اينك اين من كه به پای تو درافتاده ام باز

ريسمانی كن از آن موی دراز

تو بگير

تو ببند

تو بخواه

پاسخ چلچله ها را تو بگو

قصه ابر وهوا را تو بخوان

تو بمان با من تنها تو بمان

در دل ساغرهستی تو بجوش

من همين يك نفس ازجرعه جانم باقی است

آخرين جرعهء اين جام تهی را تو بنوش.

فريدون مشيری

<911b61960c864b31>/post-4.aspx
<8dacb259a38d4678> <5cfa56f0fad44df8>

سكوت

با شب خلوت به خانه می روم

گله ای كوچك ازسگها برلاشهء سياه خيابان می دوند

خلوت شب آنها را دنبال می كند

و سكوت نجوای گامهاشان را می شنود

من او را به جای همه بر می گزينم

و او می داند كه من راست می گويم

او همه را به جای من بر می گزيند

و من می دانم كه همه دروغ می گويند

چه می ترسد از راستی و دوست داشته شدن ، سنگدل

بر گزيننده ء دروغها

صدای گامهای سكوت را می شنوم

خلوتها از با همی سگها به دروغ و درندگی بهترند

سكوت گريه كرد ديشب

سكوت به خانه ام آمد

سكوت سرزنشم داد

و سكوت ساكت ماند

و سرانجام

چشمانم را اشك پركرده است.

مهدی اخوان ثالث

صدای گامهايم را باز پس می دهد

<911b61960c864b31>/post-3.aspx
<8dacb259a38d4678>love <5cfa56f0fad44df8>

همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند >روزگاريست همه عرض بدن مي خواهند >عشق ها را همه با دور کمر مي سنجند >آنچه ديدند به مقياس نظر مي سنجند >خوب طبيعيست که يکروزه به پايان برسد >عشق هايي که سر پيچ خيابان برسد

<911b61960c864b31>/post-2.aspx